رفتن به بالا
  • چهارشنبه - ۱۸ آذر ۱۳۹۴ - ۰۳:۳۴
  • کد خبر : ۱۷۳۶
  • مشاهده :1,633 views
معرفی-روستای-چشمه-رعنا-از-توابع-شهرستان-اقلید-عکس-۲

معرفی روستای چشمه رعنا از توابع شهرستان اقلید

گردشگری ایران,معرفی روستای چشمه رعنا از توابع شهرستان اقلید ،چشمه رعنا روستایی است در شهرستان اقلید استان فارس ایران.در لغت نامه دهخدا چنین آمده است: چَشمه رَعنا (کُردشوُل) دهی است از دهستان خُنگِشت،(خونگِشت) (خنجشت) بخش مرکزی شهرستان آباده که در ۹۲ هزار گزی جنوب خاور اقلید و در جنوب باختری دریاچه کافتر واقع است دامنه‌ای […]

گردشگری ایران,معرفی روستای چشمه رعنا از توابع شهرستان اقلید ،چشمه رعنا روستایی است در شهرستان اقلید استان فارس ایران.در لغت نامه دهخدا چنین آمده است: چَشمه رَعنا (کُردشوُل) دهی است از دهستان خُنگِشت،(خونگِشت) (خنجشت) بخش مرکزی شهرستان آباده که در ۹۲ هزار گزی جنوب خاور اقلید و در جنوب باختری دریاچه کافتر واقع است دامنه‌ای است سردسیر که ۷۵ تن سکنه دارد. آبش از چشمه. محصولش غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و قالی‌بافی و راهش فرعی است.

اکنون چشمه رعنا روستایی است از توابع شهرستان اقلید استان فارس با ارتفاع ۲۴۰۰ متر از سطح دریای آزاد، که با فاصله ۶۵ کیلومتر از مرکز شهرستان در جنوب شرقی اقلید واقع شده است. دارای راه آسفالتهٔ مناسب، برق، خانهٔ بهداشت، درمانگاه و آب آشامیدنی بهداشتی و گاز است. جمعیت این روستا در سال ۱۳۹۰ در حدود ۲۲۵۵ نفر می‌باشد. از این تعداد ۱۰۹۹ نفر مرد ۱۱۵۶ نفر زن می‌باشند که در قالب ۵۷۴ خانوار در روستا ساکن می باشند. تمامی سکنه روستا شیعه ۱۲ امامی می‌باشند.

۸۰ درصد جمعیت روستا باسواد است. این روستا دارای مدرسه ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان می‌باشد.شغل اکثریت مردم کشاورزی توأم با دامداری است. زمین‌های قابل کشت روستا حدود ۱۲ تا ۱۵ هزار هکتار است. در تابستان هوای آن معتدل و خنک است. وضع بارش نسبتاً مناسبی را دارا می‌باشد

روستا بافت جمعیتی قبیله‌ای دارد و تعدادی از طوایف کرد شولی قرن‌هاست که در این منظقه ساکن شده‌اند و بارها محل ده و روستای خود را جابجا کرده‌اند و سرانجام در چشمه‌رعنا ساکن گشته‌اند. کردشولی‌ها که بزرگ‌ترین چمعیت ایلی کردان فارس بوده‌اند در ساختار ایلی قبلاً ایل مستقل بوده که به مرور زمان ساکن گشته و به طایفه مستقل شناخته می‌شده است لکن در اواخر قاجاریه و اوایل پهلوی در ساختار ایل قشقایی جایگاه ایلی مناسبی داشته و پس از ان از لحاظ ساختار ایلی طایفه‌ای از طوایف ایلات خمسه استان فارس محسوب می‌شده است که هنوز بعضی از تیره‌های ان عشایر کوچنده هستند. جمعیت بسیار کمی از آن در روستای چشمه‌رعنا فعلی ساکن است و شامل تیره‌های کل براتی، مختاری، آدینه محمدحسینی، عالیشاهی، رئیسی، مراد شفیعی، باباملکی، عباسعلی جانی، حاجی قنبری، بایندیری (تیره ترکان آق قویونلو (بایندریه) کوش پا، خلجی … می‌شوند. لازم به ذکر است قبلاً رده تیره‌های فوق در ساختار ایلی طایفه بوده است هنوز هم در محاورات روزانه مردم از آن‌ها با عنوان طایفه یاد می‌کنند). این روستا فبلا به «کردشول»Kord Shūl همان نام طایفه شهرت داشت که در اسناد ثبتی کماکان از آن نام می‌برند، لازم به ذکر است که تقسیم بندی دیگری درمیان این طایفه بعد از تخته قاپو و سپس اصلاحات ارضی رژیم پهلوی بوجود امد که شرح آن خالی از فایده نیست و بدین صورت بود که بعضی از طوایف در مالکیت زمین‌های زراعی که احتمال تقسیم اراضی ان می‌رفت البته بالاجبارو علی‌رغم میل باطنی خود! با کلانتر طایفه که کل مالکیت اراضی را داشت شریک شده بودند که این طوایف را اربابی دار (مالکیت دار در مقابل رعیت و رعیت دار)! می‌گفتند که ۳ دانگ یا ۵۰٪ درصد کل مالکیت اراضی طایفه کردشولی در املاک کردشول یا چشمه رعنای فعلی را شامل می‌شد ( لازم به ذکر است که مالکیت چشمه رعنا قبلاً که کردشولی ها از رده های ایلی قشقایی بودند ۵۰% از ان صولت ادوله قشقایی بوده که با رعیت هایی که بر روی زمین کار می کردند مالکیت ان به عطاخان ککردشولی منتقل گردید و ۳ دانگ یا ۵۰% دیگر که مالک ان فردی فیروزابادی بوده عطاخان کلانتر طایفه بالاجبار کسانی که زمین نداشتند را مجبور به خرید می کند که به اربابی دار معروف شدند) و این مشارکت در مالکیت هم برای جلوگیری از تقسیم اراضی و ورود اغیار به زیست بوم طایفه و هم برای تامین منابع مالی و عشورات و عوارض دولتی و هم برای پای بندی این افراد به ساختار ایلی و هم چنین داشتن مرتع وو علفچر برای ادامه دامداری مفید بود. و ۳ دانگ یا ۵۰٪باقیمانده را سه دانگ یا سه دانگه می‌خوانند که کلانتر مالک ان بود و بقیه تیره‌ها و طوایف رعیت مالک بودند. بنابراین گاهی مواقع برای شناسایی افراد در محاورات روزمره به جای اینکه پرسیده شود از کدام تیره‌ای پرسش این است که اربابی دار هستی یا سه دانگه! با این وصف در طایفه کردشولی ۴ قشر مجزا بوجود امده بود که عبارت بودند از مالک که همان کلانتر بود و بستگان وی که خان‌ها و خوانین بودند که گرچه تیره‌ای خاص نبودند اما به عنوان رئیسان خوانده می‌شدند و قشر دوم اربابی دارها بودند که خود مالک و خود رعیت بودند و قشر سوم سه دانگه که رعیت کلانتر و فرزندان وی که خان نامیده می‌شدند بودند این قشر منبع تامین اقتصادی طایفه و نیروی ضربت حفظ ساختار ایلی و سیستم حاکم عمل می‌کرد و قاعدتاً به ساختار ایلی وفادارتر و هم چنین تیره‌های جسور تری بوده‌اند.

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه